دیکتاتورها در فرودستی سیاسی و اقتصادی
نقش دیکتاتوری ها در فرودستی اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی در جوامع
در تحلیل نظام های سیاسی وقتی می خواهیم حکومت ها را بررسی کنیم باید در ابتدا سراغ مهمترین فاکتور تمایز رفت و آن چیزی نیست جز: نحوه تقسیم و تمرکز قدرت. یعنی اینکه قدرت چطور تقسیم شده و چنانچه ژان ژاک روسو معتقد است آیا در آن نظام سیاسی "قدرت بازدارنده قدرت هست یا نه"؟ به عبارتی "آیا نهادهای قدرت در آن نظام سیاسی به شکلی چیده شده اند که همدیگر را کنترل کنند یا نه"؟ مثلا آیا یک شخص یا نهاد حتی اگر آن نهاد ، مجلس قانونگذاری ( نماد دموکراسی مدرن) باشد "قدرت بی حدوحصر" دارد یا توسط نهادی دیگر بصورت واقعی (و نه صوری و ظاهری) کنترل و نظارت می شود یا خیر؟ این فاکتور بسیار مهمی است.
قصور پزشکی
قصور پزشکی باز هم قربانی گرفت. این بار نه در یاسوج بلکه بیمارستان ابن سینا شیراز .
بنظر می رسد سلامت به کالایی خرید و فروش تبدیل شده است. کالایی شدن سلامت ، شکل و ماهیت رابطه پزشک و بیمار را تغییر داده است. رابطه بین پزشک و بیمار را شکلی از "رابطه بازاری و کالایی" تعیین می کند. این ممکن است بیمار را در نگاه پزشک به یک اشیای اقتصادی تقلیل دهد. قصور پزشکی باعث شده در بسیار موارد مسئولیت پذیری و حرفه ای گری بعضی پزشکان مورد تردید جدی قرار گیرد